blogersicon
قلم دانش آموز - نامه ی دوستانه ی مدیر عزیز پلاکفا به مدیر بلاگفا
 
 


... یادم باشد که زنده ام و من اشرف مخلوقات ...

نامه ی دوستانه ی مدیر عزیز پلاکفا به مدیر بلاگفا

و سلام نام خداست ...

10 روز تا شب اول محرم الحسين (عليه السلام) *

عکس " آقا " را دارید و عکس " آقا " عمل می کنید! 
 
كمی درد و دل با كسانی كه تعداد كمی دارند وليكن شده اند مايه سرافكندگی قشر عظيم بسيجی ...

من بسيج را در خون خود پيدا كرده ام و هميشه به بسيجی بودنم افتخار می كنم.

اين روزها دلم گرفته از عده ای! می بينم عده ای را كه ادعای بسيجی دارند و البته كارت بسيجی!

طرح معرفت و بصيرت و شجاعت و ولايت و سعادت را گذرانده اند. اين طرح ها و كارت بسيجی پايگاهی به همان كسر خدمت می ارزد نه فعل خدمت. " ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت. " به كارت ننگر به كارَت بنگر! " بسيجی واقعی علی(ع) بود كه تمام زندگی اش وقف اسلام بود. " روی صحبتم با  شمايی است كه بسيجی گشته ايد فقط و فقط به تعريف خودتان. شمايی كه عكس " آقا " را داريد و عكس " آقا " عمل می كنيد! ما دلمان از شما اندک افراد خون است،

 اين جا دارند تلافی شما را سر ما در می آورند. پيراهن عثمان كرده اند شما را برای ما!

ما شما را از خودمان نمی دانيم كه دارند طعنه شما را به ما می زنند. من لفظ " بسيجی نما " را برای شما كه حتی به ديده ما ديده نمی شويد ولی به ديده ضد انقلاب بيشمار می آييد برازنده می دانم. " آن قدر كه بسيج از اين بسيجی نماها ضربه خورده است از هيچ قشر ديگری ضربه نخورده است. " شما بسيجی را شناخته ايد با ريش بجای ريشه! ما از تبار سلمانيم ، شما قليان تباريد نه سلمان تبار! شما شوكربازيد نه شكرگزار! اف بر بسيجی نمايانی كه فروخته اند نمازخانه را به قهوه خانه! مسجد را به پايگاه! بسيج را به كارت بسيجی! خاكی بودن را به شلوار چريكی! ذكر را به تسبيح! شاه نجف را به انگشتر در نجف! آرشيو صوت " خامنه ای دات آی آر " را به آرشيو عكس " خامنه ای دات آی آر ". ماه را به عكس ماه! بيسيم چی را به بيسيم. پلارک را به پلاک! مجنون را به جزيره مجنون! كجا رفتم من! از شمال تا جنوب!! خلاصه فروخته اند باطن را به ظاهر و دارند باطن را قربانی ظواهر می كنند. غلط برداشت نكنيد خواهشا! اتفاقا من خودم عاشق همه آن ظواهر هستم به جز قليان كه توفيق نشده از قليانيون باشم!!!! اتفاقا من بيش از همه عاشق ريشم البته با ريشه! من میميرم برای در نجف با شاه نجف! من بهترين عكسم را مديون عكاس خامنه ای دات آرم، من مشتاق آرشيو عكس خامنه ای دات آی آرم و صوت های آن را مينی مايز كرده ام در پنجره قلبم. آن قدر غرق در فرعها  گشته ايم كه مانده ايم از اصل ها!! ابتدا باتوم را به نفس خودمان بكوبيم تا كمی رام گردد اين نفس سركش!! شوكی وارد كنيم به اين قلب بی خورشيدمان!! كمی هم با اين بی سيم ها با حضرت آفتاب ارتباطی داشته باشيم ضرر نمی كنيم!!! يک بازرسی شبانه كنيم اين دل خرابمان را!!! چه خوب می شود كمی هم به خودمان برسيم!!

برادر و خواهر بسيجی نمايم!

بگو ببينم كی به " پيام آقا " لبيک گفته ای!؟ من چه می گويم اصلا بگو ببينم آخرين بار كی به سخنرانی " آقا " گوش داده ای؟! يا فقط از " سيد علی " به عكسش برای بک گراند گوشی ات بسنده كرده ای؟ ياد بگير از " محمد " دوستم طلبه بنابی كه نوكيا 1100 دارد كه نه عكس آقا را دارد و نه صوتش را ! اما او عكس " سيد علی " را در قلب  دارد نه در قاب! او نوای سيد علی را با گوش دل می شنود. می ترسم بگويم آخرين بار كی نماز اول وقت خوانده ای برادر و خواهر بسيجی نمايم؟! بخدا شرمم می آيد ولی ديده ام بسيجی نمايانی را كه كارت بسيجی به دست و چريكی پوش و باتوم به دست و ادعا به زبان و طرح معرفت و ولايت و سعادت و عبادت و فلان و بهمان گذرانده و نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا را قضا كرده اند، حالا بيا و بنشينيم از نماز شب صحبت كنيم كه فلان است و سعادت بسيجی در آن است! عده ای هنوز نمی دانند در غسل، اول راست را بشويند يا چپ را و آمده اند شده اند برای ما بسيجی نمونه!!! عده ای نمی دانند " ولايت فقيه " چند بخش است، شده اند برای ما مأمور " طرح ولايت ".

باز هم می گويم عده شان كم است ولی بايد حذف شوند اين ننگ ها كه باعث تيرگی ارتباط بسيج با مردم عزيز و ولايت مدارمان هستند.

ما كه در بسيج مسئوليتی نداريم وليكن مسئولين بسيج ، كمی تامل ...

" أتامرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم "

 

بچه مثبت - منبع: وب سایت جناب آقای پارسامهر (مدیر پلاکفا) 



:: موضوعات مرتبط: عمومی
نویسنده : محمّد زابلی
تاریخ : شنبه ششم آذر 1389